من همانم

من گذاشتم و رفتم

نه 

من اصلا نبودم که بخواهم بروم

او

می خواست ب زور بماند

من نخواستم

این بهتر است

او نمی فهمد، درگیر یک احساس کودکانه است

بفهم

و برو

ناچارا فهمید

پ.ن : از روی تنهایی و شکست ، به کسی روی نیاورید . 

او واقعی نیست

واقعی شما اصلا جالب نیست

 

مجازی بمانید

 

لطفا حمام کنید

آدمیزاد،

 

 

بوی کثافت میده.

#میم

دیگر خسته نمیباشم

خسته شدم

خسته نباشی 

بله،چشم. ممنون که گفتید،دیگر خسته نمیباشم 

پس چی میباشید؟:) 

ناقابل است، یک عدد مرده 

منظور شما چیست؟

تو اگه بگی بمیر، میمیرم

بمیر

نه ، منظورم این بود...

او میرود ، تو میروی ، تمام ایستگاه میرود

او میرود دامن کشان:)

 

منظورم زمان بود 

زمان...

کجا طمامش کنم؟؟؟

همین جا تمامش کن

طمام را با کدام "ت" می‌نویسند؟

با "ط " تو...

کجایی؟

غمگین ، مثل یک خندان

پر از طلاتم

پر از تنهایی ها بی رنگ

یک سر درد عوضی

با من حرف بزن

بگذار فراموش کنیم ، نبودنمان را

حرف بزن 

با من 

فقط بامن

نه با او

بامن 

لعنتی بفهم، این فهمیده نشدن ها را

تو بفهم

اما به کسی نگو

کجایی؟

 

بازدم

دم به دم ، دم از دمیار بودن نزن دمی صبر کن تا دم غروب